بنشین کنار من که   مهیّای رفتنم

دیگر بساط عیش تو بر هم نمیزنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 16:2 توسط شیرالله ارغوان |


با خاطری شکسته مرا آشنا مکن

این درد مسری است مرا مبتلا مکن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:26 توسط شیرالله ارغوان |

ای ماه با صدای قشنگت بیا بخوان


یک چند هم برای دل آشنا بخوان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 17:49 توسط شیرالله ارغوان |

دارد غروب میشودومن درانتظار


 درجای جای خاطره ها برسرقرار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 12:22 توسط شیرالله ارغوان |

دیدم به چشم خویش همین چندروزه من


این ماجرای شوم دراین گوشه ازوطن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:20 توسط شیرالله ارغوان |

دلم گرفته برای نسیم یک لبخند

دلم گرفته از این روزگار پرترفند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 13:59 توسط شیرالله ارغوان |

شبیه شیشه ی رنگینِ روی انگشتر

    کسی، مباد هیچ کسی مثل من چنین بی بر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 21:40 توسط شیرالله ارغوان |


با شادمانی از ارتقاء شهر راز  به عنوان مرکز شهرستان

وحدت راز وجرگلان امیدوارم زیر سایه ء همکاری

وهمیاری رازیها باملت عزیز ترکمن  وکرد ها وترکها

وهمهء آنهایی که به سربلندی این شهرستان تازه تاسیس

می اندیشند پیشرفتهای خوبی نصیب این شهرستان مرزی

کردد  به امید آن روز

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ساعت 22:51 توسط شیرالله ارغوان |

باغ پربود ازشم گلها؛گل سرخی که بس معطّربود


ساز میزد به باغ چوپانی ؛ساز اوهم چه روحپروربود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ساعت 20:17 توسط شیرالله ارغوان |

 

1)   زبان به کام کشیدم دلم بهانه گرفت

 

 

     بهانه های جگر سوزوعاشقانه گرفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:14 توسط شیرالله ارغوان |

مطالب قدیمی‌تر